از وقتی رفته ای...
از وقتی رفته ای...
ساعت ها...
خیلی نامرد شده اند....
هر لحظه...
به رخم می کشند...
ثانیه ثانیه...
نبودنت را...

از وقتی رفته ای...
ساعت ها...
خیلی نامرد شده اند....
هر لحظه...
به رخم می کشند...
ثانیه ثانیه...
نبودنت را...

به دلتنگی هایمـــ دست نزن . . .
میشکند بغضــمـــــ یک وقت . . . !
آنگاه غرقـــــ می شوی . . .
در سیلابـــــ اشكهایی كه . . .
بهانه روان شدنشان هستی . . .

میان هر نفسی که میکشم...
هـمـهـمـه ایست...
از هـمـه پنهان...!
اما از تو چـــه پنهان...
میان هر نفسی که میکشم...
تــــو هــستی...
که میــکِشم تورا...
که میکُشی مـــرا...
《کامران رسولی》
