هیچ وقت نمیتونی بهش زنگ بزنی...
اما دلت نمیاد
شمارشو از تو دفترت پاک کنی...

هیچ وقت نمیتونی بهش زنگ بزنی...
اما دلت نمیاد
شمارشو از تو دفترت پاک کنی...

وای ولی چی بــــــــــود این دربـــی؟؟؟
مساوی شدیم ولی نزدیک بود من بیچاره سکته کنم از استرس!!!
ولی انصافا خوب بازی کردیم مــا
![]()
لنگیا این بار بهتون رحم کردیم دربی بعد مال ماست
اینم مصاحبه منصوریان بعد از شهراورد83
![]()
به گزارش "ورزش سه"، علیرضا منصوریان با حضور در نشست خبری بعد از دیدار با پرسپولیس پاسخگوی سوالات اصحاب رسانه شد. متن نشست خبری به شرح زیر است:
ارزیابی از بازی؟ 
روز خوب برای بیرانوند بود و روز خوبی را سپری کرد. چند خروج خوب و سیو مناسب داشت. روی ضربه سر کاوه رضایی باید به گل می رسیدیم و در یک لحظه کاوه موقعیت گل را از دست داد. در نیمه اول رحمتی کمتر اذیت شد و خوشحالم برای او که یک کلین شیت خوب داشت. به جوانان خوب تیمم خسته نباشید می گویم و از هواداران بی نهایت تشکر می کنم و دستشان را می بوسم.
خوشحالی از تساوی؟ 
از ته قلب از نتیجه بازی راضی نیستم زیرا برای مساوی نیامده بودم. اعتقاد دارم که اگر در نیمه اول یا هر زمان از نیمه دوم که موقعیت داشتیم به گل می رسیدیم برنده بازی بودیم. پرسپولیس بعد از گل خوردن آشفته می شود و ما واقعا راضی نیستیم اما بابت پیغام به تیم ملی خوشحالم. کمتر مربی سید مجید حسینی را برابر تیمی مانند پرسپولیس بازی می دهد.
تـــــــــــولدشون مبارک![]()
آرش جــــونی تـــولدت مــــبـــارکــــ


خسرو جـــونی تولدت مـــبــارکـــــ


گلای استقلال تولدتون مبـــــارک از طرف همه ی استقلالیا براتون آرزوی سلامتی دارم

فقط بــاید چند قـــدم بــرداشت و دور شــد...
ولی بـرای فــراموش کـردن...
بــاید چند قـرن بگذرد...
ولی بــاز هم ممکن است...
یک عــطر...
تـمام خاطـراتـت را...
زنــده کنـد...

که اگر به یاد خدا بودم...
نیمی از بهشت...
به نام من بود...

پ ن: بچه ها اسم وبمو به جای دلتنگی بکنید جاده پاییزی لطفا
قربان وجودت...
که وجودم...
ز وجودت...
به وجود آمده...
مــادر...

























مادرم...
هستی من ...
زهستی توست...
تا هستم و هستی...
دارمت دوست...

























مــــادر...
تنها کسی است که میتوان...
دوستت دارم هایش را...
بـــاور کــرد...
حتی اگــر...
نگوید...

























محتاجم...
اتفاقی که بـی خــبر بــاشد...
کــاش وقتی بـه خــانه می آیم...
کفش هـای تـو
پشت در بــاشد...

تـا من...
در مرور خـاطـراتـم...
وقـتـی از کـنـار تـو رد مـیـشـوم...
تـنـم نـلـرزد...
بـغـضـم نـگـیـرد...
